۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

سگ با تربیه



قصاب با ديدن سگي که به طرف مغازه اش نزديک مي شد حرکتي کرد که دورش کند اما کاغذي را در دهان سگ ديد .کاغذ را گرفت.روي کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسيس و يه ران گوشت بدين" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه اي گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کيسه راگرفت و رفت . قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفي وقت بستن مغازه بود تعطيل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . سگ در خيابان حرکت کرد تا به محل خط کشي رسيد . با حوصله ايستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خيابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ايستگاه اتوبوس رسيد نگاهي به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ايستاد .قصاب متحير از حرکت سگ منتظر ماند . اتوبوس امد, سگ جلوي اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ايستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدي امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالي که دهانش از حيرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بيرون را تماشا مي کرد .پس از چند خيابان سگ روي پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبو...س ايستاد و سگ با کيسه پياده شد.قصاب هم به دنبالش. سگ در خيابان حرکت کرد تا به خانه اي رسيد .گوشت را روي پله گذاشت و کمي عقب رفت و خودش را به در کوبيد .اينکار را بازم تکرار کرد اما کسي در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روي ديواري باريک پريد و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پايين پريد و به پشت در برگشت. مردي در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبيه سگ و کرد. قصاب با عجله به مرد نزديک شد و داد زد :چه کار مي کني ديوانه؟ اين سگ يه نابغه است .اين باهوش ترين سگي هست که من تا بحال ديدم. مرد نگاهي به قصاب کرد و گفت:تو به اين ميگي باهوش ؟اين دومين بار تو اين هفته است که اين احمق کليدش را فراموش مي کنه !!!



نتيجه اخلاقي :

اول اينکه مردم هرگز از چيزهايي که دارند راضي نخواهند بود.

و دوم اينکه چيزي که شما انرا بي ارزش مي دانيد بطور قطع براي کساني ديگر ارزشمند و غنيمت است .

سوم اينکه بدانيم دنيا پر از اين تناقضات است.

پس سعي کنيم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

از فیس بوک

ارمغان اطفال: ببینید که تربیه چقدر موثر  است و ذهن یک حیوان را چقدر انکشاف میدهد، در حالیکه در کشور ما دروازه های مکاتب را می بندند و مکاتب را میسوزانند تا انسان ها تعلیم و تربیه فرا نگیرند.

۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

تربیت یعنی چه ؟ وظیفه ی والدین در این حیطه چیست ؟



دکترمسعود آبیار

------------------

اصولاً تربیت یک مسئولیتی است به دوش والدین . مسئول یعنی کسی که زیر سوال است . یعنی کسی که پاسخگو خواهد بود . و ما مسئول تربیت هستیم. وظیفه ی ما مدیریت آماده سازی فرزندان برای زندگی کارآمد در جامعه ی فردا است . تربیت یعنی ما بچه های خود را آماده کنیم که بتوانند درجامعه ی فردا کارآمد زندگی کنند. اگر این کار رابکنیم مسئولیت تربیتی خود را درست انجام داده ایم . اگر این کار را نکنیم مسئولیت تربیتی ما در یک قسمت هایی معطل باقی مانده است . اصولاً تربیت نسخه ی از قبل تعیین شده ندارد . یعنی ما بگوییم که ما تصمیم داریم این بچه اینطور بشود . هر بچه ای یک موجود توحیدی است . یک موجود یگانه است که مانند او آفریده نشده و تا انتهای خلقت نیز آفریده نخواهد شد .



یعنی هیچ نسخه ای از قبل وجود ندارد . مثلاً ما نمی توانیم بگوییم اگر من شش فرزند دارم این نسخه ی تربیت فرزند را هم دارم و قرار است همه ی آنها طبق این نسخه پرورش پیدا کنند . یعنی در هر زمان برای هر فرد شرایط اقتضا می کند که شیوه ی زندگی تغییر کند . اولین وظیفه ای که ما به عنوان والدین به عهده داریم این است که فرزند خود را بشناسیم . استعداد ها ، توانایی ها ، ضعف ها و محدودیت های او را بشناسیم. اولین وظیفه ی ما به عنوان والدین این است که نسبت به فرزند خود شناخت پیدا کنیم .



وقتی شناخت حاصل شد ، دومین گام از وظایف ما این است که به او کمک کنیم تا آن چیزی که در درون او به صورت بالقوه وجود دارد بالفعل شود. مثلاً اگر ما فرض کنیم که فرزند ما در درون خود این نطفه را دارد که به یک درخت سیب تبدیل شود، ما به عنوان والدین وظیفه داریم که به او کمک کنیم تا به یک درخت سیب خوب تبدیل شود .



یک زمانی است که ما والدین دوست داریم که گلابی داشته باشیم بنابراین می خواهیم به زور و اجبار این دانه ی سیب را به گلابی تبدیل کنیم . ما نسبت به فرزندان خود احساس مالکیت می کنیم . گویی که آنها شیء هستند ما نیز مالک آنها بوده و می توانیم آنها را به هرصورتی که می خواهیم تبدیل کنیم . در حالی که آنها یک موجودیت هستند . اگر از افرادی که دو یا سه بچه دارند بپرسید حتماً خواهند گفت که اینها از روز اول در همه چیز با هم متفاوت بودند . یعنی خیلی از خصوصیات را فرزندان ذاتاً با خود می آورند . بنابراین همه ی بچه ها با یکدیگر متفاوت هستند .



بچه های متفاوت ، شیوه های متفاوت می خواهند . یعنی ما نمی توانیم با یک نسخه با همه ی فرزندان برخورد کنیم . بعضی از اوقات ما یک سایز و اندازه ای بعنوان الگوی تربیتی در ذهن خود داریم ، بچه را روی آن سایز می گذاریم اگر کوتاه تر بود می خواهیم او را آنقدر بکشیم تا به اندازه ی آن سایز ذهنی ما بشود . یا اگر بلند تر بود می خواهیم قطع کنیم تا به اندازه ی آن سایز ذهنی ما بشود . اینها تربیت مسموم و آسیب تربیتی است . درحالی که تربیت سالم آن است که ما به وجود فرزند خود احترام بگذاریم . به عنوان یک موجودی که صاحب حق زندگی و حق متفاوت بودن است .



و اینکه به عنوان یک موجود انسانی، ارزش ذاتی انسانی دارد از لحظه ای به دنیا می آید . برای همین ما می گوییم که سقط جنین حرام است و نباید انجام شود . چون آن جنین موجودیت است و حقوق انسانی دارد . بخشی از این حقوق انسانی خوب تربیت کردن است . این خوب تربیت کردن چند گام پیاپی است . بعنوان گام اول وقتی فرزند ما به دنیا آمد باید برای او سلامت و امنیت را فراهم کنیم .

مادرانه

۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه

زخم تبر جور میشود، ولی زخم زبان نی



چوب شکنی با تبر بزرگش در جنگل کار میکرد . این چوب شکن با شیر در جنگل دوست بود . هرروز شیر نزد چوب شکن آمده از کارهای او دیدن میکرد و گاه گاه با چوب شکن در بلند نمود و یا بیجا نمودن تنه های درختان جنگل کمک مینمود. یک روز شیر تنه یک درخت را بالای چوب دیگر گذاشته محکم گرفت تا چوب شکن با تبر آن را قطع کند . اشتباهاً تبر چوب شکن به پای شیر خورد. شیر زار زار مینالید واز پایش خون جاری شد. چوب شکن با عجله بنداژ ودوا آورده پای شیر را پانسمان کرد. شیر در حالیکه اشتباه چوب شکن را نادیده گرفته بود بخاطر آوردن بنداژوپانسمان پایش از چوب شکن تشکر کرد اما چوب شکن در مقابل گفت:

دهنت خیلی بوی بد میدهد.

شیر به جواب چوب شکن سکوت نموده چیزی نگفت. آنها از هم جدا شدند. چوب شکن که چند ماه از احوال شیرخبر نداشت به احوال پرسی شیر رفت . چوب شکن دید که شیربالای سنگی در کنار دریا نشسته ، با صدایی بلند از شیر پرسید زخم پای تان چطور است جور شده یا نه؟

شیر با چهره خشمگین جواب داد:

زخم تبر تان جور شده ولی زخم زبان تان هنوز باقیست.


گرد آورنده : اناهیتا سیاووش


بر گرفته از محتوای یک قصه از نشرات خانه نو زندگی نو( بی بی سی )

۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

جلوگیری از بدزبانی کودکان


وقتي كودكان شروع به بدزباني، تمسخر، پرخاش، استفاده از كلمات نامطلوب و گاه فحش دادن مي كنند، ما به شكلي غمناك، متوجه قدرت شگفت آور كودك در تقليد كلمات خوب و بد خودمان و اطرافيان مي شويم.



بدزباني،‌ تنها از راه آموختن و مواجه شدن با كلمات نامناسب به وجود مي آيد، بنابراين بايد موقعيت هايي را كه طي آن ممكن است كودك اين كلمات نامطلوب را بشنود، محدود كنيد. يعني مواظب برنامه هاي تلويزيوني كه كودك مي بيند، دوستاني كه با آنها رفت و آمد داريد و طرز صحبت خود باشيد تا بتوانيد اين كلمات را از مجموعه لغاتي كه كودك به كار مي برد حذف كنيد. توصيه هاي زير به شما كمك مي كند در تربيت كودك خود تأثيرگذار وموفق تر باشيد.



1. بدزباني كودك را ناديده بگيريد:

اگربه طور اتفاقي،‌ كودكتان واژه ناشايستي را به كار برد، سعي كنيد به بد زباني او، بي توجهي نشان دهيد. وانمود كنيد كه آن را هرگز نشنيده ايد، بنابراين هرگونه تأثير آن را بر خودتان از بين برده و بازي او را به يك بازي يك نفره تبديل كنيد، چيزي كه اصلاً براي كودكان جالب نيست.



2. ازخوش زباني كودك تعريف و تمجيد كنيد:

بگذاريد كودك بداند چه نوع گفتاري را مي پسنديد. هر بار كه بدزباني نمي كند به اين امر اشاره كنيد. براي مثال بگوييد «خوشم مي آيد وقتي سؤالي از تو مي پرسم آرام جواب مي دهي.» در عمل به او نشان دهيد كه كدام گفتار وي، بدزباني شمرده مي شود.



3. خودتان هم بدزباني نكنيد:

از آن جا كه مي دانيد بدزباني شيوه اي است كه كودك براي اعمال كنترل بر شما به كار مي گيرد، پس خودتان بدزباني نكنيد. او ممكن است به دنبال راه هايي باشد تا عمداً شما را عصباني كند و با بدزباني، توجه شما را به خود جلب كند. پس از شركت در اين بازي خودداري كنيد.



4. بدزباني را به كودك آموزش ندهيد :

پاسخ دادن به كودك در حالت عصبانيت، تنها به او مي آموزد چگونه بدزباني كند. هر چند دشوار است ولي وقتي با عصبانيت سر شما فرياد مي كشد، شما متقابلاً اين كار را انجام ندهيد،

بلكه سعي كنيد با احترام گذاشتن به كودك، احترام گذاشتن به ديگران را به او آموزش دهيد. نسبت به كودك خود مؤدب باشيد، گويي كه او ميهمان است.



5. با كودك همان گونه حرف بزنيد كه مايليد با شما حرف بزند:

به كودك بياموزيد چگونه از بياني كه شما دوست داريد، استفاده كند. در بين صحبت ها از اين كلمات استفاده كنيد. «ممنونم، لطفاً، متأسفم و…» هم چنين به او بياموزيد تنها آن چه گفته مي شود، بدزباني محسوب نمي شود، بلكه گاهي لحن سخن گفتن هم ناخوشايند به نظر مي رسد.



6. براي كودك توضيح دهيد كه بدزباني يعني چه :

لازم است فكر كنيد آيا كودك بدزباني مي كند يا فقط شيوه بيانش اين گونه است ؟ در اين ميان مي توان مواردي از اين دست را ذكر كرد : طعنه زدن، به كار بردن اسم كوچك برخي افراد، با فرياد پاسخ گفتن و سرپيچي گستاخانه، بدزباني تلقي مي شود ولي حالات امتناع ساده مانند «نمي خواهم كه» غرغر كردن و پرسش هايي مانند «آيا بايد» تنها اظهار عقيده محسوب مي شوند نه بدزباني.



7. بر گفتار دوستان، رسانه ها و خودتان نظارت كنيد:

توجه كنيد كه خودتان و اطرافيانتان چگونه صحبت مي كنيد. دقت كنيد كه كودكان، تا حد امكان كمتر سخن ناخوشايند، نيش دار و يا دو پهلو بشنوند و ياد بگيرند.



8. به دليل بدزباني، كودك را تنبيه نكنيد:

تنبيه را براي موارد مهم و رفتارهاي زيان باري بگذاريد كه براي خود كودك و ديگران آزار دهنده و خطرناك است. بدزباني هم، در بدترين حالت، آزاردهنده است ولي هيچ تجربه اي در دست نيست كه نشان دهد با تنبيه كردن به دليل بي احترامي، كودك، مؤدب و محترم مي شود. مجازات، تنها ترس را مي آموزد و نه احترام را.



9. لقب دادن را آموزش ندهيد :

گاه والدين، به راحتي همان القاب تمسخر آميزي را كه كودك به زبان مي آورد به سرش فرياد مي كشند، براي مثال : «كودن! نمي داني كه نبايد به كسي لقب بد داد». اين كار به كودك اجازه مي دهد تا همان كلماتي را كه شما استفاده مي كنيد، به كار ببرد. خشم خود را كنترل كرده و به او توضيح دهيد كه چه طور و چرا اين قدر عصباني شده ايد.



10.به دليل لقب دادن، كودك را تنبيه نكنيد:

اگر كودك را به دليل لقب دادن مجازات كنيد، هرگاه از او دور باشيد از اين واژه ها استفاده مي كند. اعمال مجازات شديد براي درمان بدزباني به كودك مي آموزد كه چگونه كاري را پنهان انجام دهد.



11. از به كار بردن القاب طنز آميز و خودماني پرهيز كنيد :

از صدا كردن كودك خود با القايي كه گاه به دليل احساس صميمي بودن از آن ها استفاده مي كنيد ولي نمي خواهيد او براي صدا كردن ديگران از آن ها استفاده كند، اجتناب كنيد. به عنوان مثال گفتن كلمه وروجك يا شيطون، مي تواند به دليل تقليد كودك از شما استفاده شود.



12. اجازه ندهيد به كودك، القاب بد بدهند:

راه هاي مطلوبي را به كودك پيشنهاد كنيد تا زماني كه ديگران به او لقب مي دهند، از طريق آن ها واكنش نشان دهد. براي مثال بگوييد «وقتي دوستت با اسم بدي شما را صدا زد، به او بگو تا موقعي كه اسم بدي شما را صدا زد، به او بگو تا موقعي كه اسم خودم را صدا نكني با تو بازي نمي كنم و جواب تو را نمي دهم.»



13. اسامي بد و خوب را براي كودك مشخص كنيد:

به طور دقيق براي كودك توضيح دهيد كه از چه نام هايي نبايد استفاده كند. تنها در اين صورت مي توانيد از او انتظار داشته باشيد كه لقب هاي «مجاز» و «غير مجاز» را بشناسد.

انترنت

۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه

تربیه اولاد با روحیه زحمت کشی!

بودنبود یک موسیچه بود، آن موسیچه در باغی زندگی میکرد و چند چوچه داشت که تازه سراز تخم بیرون کرده بودند . موسیچه هرروز ازصبح تا شام غذا پیدا میکرد وآن را در جاغور خو د ذخیره کرده شب آنرابه دهن چوچه ها می ریخت . چوچه ها رفته رفته بزرگ شدند وبال وپر کشیدند ودر حالیکه حتا قدرت پرواز را پیداکرده بودند بازهم توقع داشتند که مادربرای شان غذا بیاورد. یک روز موسیچه ناوقت به آشیانه برگشت ولی دریک شاخه دور از چوچه نشست. چوچه ها هرقدر با بال های شان به مادر اشاره کردند تابیایید وبه آنها غذا بدهد مادر نزدیک آشیانه نشد. نیمه های شب وقتی چوچه های گرسنه راخواب برد موسیچه به آهسته گی آمد در گوشه آشیانه خوابید. صبح قبل از دمیدن شفق چوچه های گرسنه از خواب بیدار شده به سوی مادر حمله کردند اما باز هم موسیچه به آنها توجه نکرده از آشیانه پرواز نموده در شاخه دور تر نشست . چوچه ها با بال های شان به سوی مادر اشاره کردند تا مادر بیاید وآن ها را آب ودانه بدهد.

مادر گفت که : پرواز کنید ونزدیک من بیایید تابرای شمادانه بدهم

چوچه ها از اینکه خیلی گرسنه بودند خورا از آشیانه به زیر انداختند ولی متوجه شدند که بال های شان میتواند پرواز کند وقتی نزد مادر رسیدند، مادر ازآن شاخه پرواز نموده به شاخه دیگر نشسته آنان را نزدخود دعوت کرد. این بار چوچه ها به جرات تر پرواز نموده به شاخه دوم رفتند، مادر از شاخه دوم نیز پرواز نموده آنان را به شاخه های سوم چهارم پنجم وششم به دنبال خودکشاند وسر انجا م دوباره به آشیانه برگشته و ازچوچه ها خواست به دنبالش بیایند. وقتی چوچه ها با حالت گرسنه وتشنه به آشیانه بر کشتند مادر به آنان گفت:

چوچه های عزیزم!

تا روزی که بال وپر نداشتید با زحمت غذا پیدا کرده به دهن شما کردم . امروز که بال وپرداری بیایید که شما را به محل آب و دانه ببرم تا خو د تان پرواز نموده آب ودانه پیدا کنید و بخورید. و تنبل ومفت خور بار نیایید . موسیچه پرواز نمودو چوچه ها نیز به دنبالش به پرواز آمدند . آنان را اول به محل دانه برد، به قدر کافی دانه خوردند وسیر شدند، بعد به لب جوی آب آورد تا آب بنوشند ، بعد مادر باهر یک شان خدا حافظی نموده با یک پرواز بلند از نظر آنان دور شد وچوچه ها بعد از آن خود شان تلاش میکردند   آب ودانه پیدا کرده  میخورند وبه مادر شان دعا می نمودند

تنظیم کننده : اناهیتا سیاووش

از گرد آورده های محمد داود سیاووش

۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

جلو کار شاقه و طاقت فرسای اطفال را بگیرید


مطابق فیصله کنوانسیون جهانی حقوق طفل که افغانستان نیز یکی از امضاء کنندگان آنست، اطفال نباید به کار های شاقه و طاقت فرسا بپردازند.

۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

بیایید دروازه های گول را به نفع اطفال بشکنیم!

خواهران و برادران عزیز!



قرن بیست و یک عصر کمپیوتر است و سواد به معنای آشنایی کار با کمپیوتر میباشد. بیایید از مراحل اولی مکتب کمپیوتر را فرا گیریم.



هر آن درسی که حفظ اندر صغر شد



بخاطر ثبت چون نقش حجر شد

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

«در کنفرانس توکیو کودکان را فراموش نکنید»


نهاد بین المللی حمایت از کودکان (سیف د چلدرن) از جامعه جهانی و دولت افغانستان خواست تا در کنفرانس توکیو، تعلیم و تربیه و صحت کودکان افغان را در اولویت قرار دهند. این کنفرانس تا یک هفته دیگر برگزار می شود.
      
پاول بارک، رییس عمومی سازمان بین المللی محافظت از کودکان، روز دوشنبه (12 سرطان 1391) به خبرنگاران گفت پیشرفت هایی که در ده سال اخیر در رابطه به بهبود وضعیت کودکان افغان به دست آمده، در صورتی می تواند ادامه یابد که حمایت های بین المللی از صحت و آموزش کودکان، در کنفرانس توکیو تضمین شود.

آقای بارک گفت: «ما به ادامه کمک ها برای صحت و آموزش کودکان نیاز داریم تا پیشرفت هایی که در یک دهه گذشته به دست آمده، ادامه یابند. در غیر آن صورت دست آوردهای گسترده حاصل شده، از دست خواهند رفت».

رییس این نهاد حامی کودکان ابراز نگرانی کرد که کمک به صحت و آموزش در سال های پیشرو کاهش خواهد یافت. او گفت ادامه خدمات صحی و آموزشی برای کودکان افغان، در صورتی امکان پذیر است که کمک ها در این دو عرصه به جای کاهش، افزایش یابند.

نیاز به ادامه کمک در عرصه صحت

براساس آماری که این نهاد ارایه کرده، روزانه 275 کودک در افغانستان جان شان را ازدست می دهند، در حالی 40 درصد این مرگ و میر، قابل پیشگیری است.

 این نهاد می گوید افغانستان هنوزهم بیشترین واقعات مرگ و میر مادران و کودکان را در آسیا دارد و یکی از کشورهایی است که بیشترین واقعات مرگ و میر کودکان و زنان در جهان را دارا می باشد.
 
مسوولان این نهاد می گویند حدود 1.75 میلیارد دالر برای بهبود خدمات صحی در افغانستان مصرف شده و تاثیرات خوبی بر بهبود صحت به جا گذاشته است.

آموزش

براساس یافته های نهاد محافظت از کودکان حدود چهار میلیون کودک در افغانستان که بیشتر آنها دختران هستند، از آموزش محروم می باشند و به منظور ادامه آموزش کودکان افغان، جامعه جهانی باید به کمک های خود به بخش آموزش در افغانستان ادامه دهد.

یافته های نهاد حمایت از کودکان نشان می دهد که بیشتر از نیمی از دانش آموزان افغان به ساختمان مکتب دسترسی ندارند و در زیر درخت ها یا هوای باز درس می خوانند.

مسوولان این نهاد می گویند ساخت مکاتب و لازمه های آن مانند آب آشامیدنی، صنف های آموزشی محلی برای مناطقی که به مکاتب دسترسی ندارند و آموزش بیشتر استادان مکاتب نیازهایید اند که افغانستان در این عرصه ها به کمک های جهان نیاز دارد.

۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

سردمداران! صنف های ما را به سلاح کوت تبدیل نکنید

سردمداران!
صنف های ما را به سلاح کوت تبدیل نکنید و مرمی را بجای قلم بدست ما ندهید، بگذارید ما درس بخوانیم، در صلح زندگی کنیم و مصدر خدمت به وطن ما شویم.

۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

یونسف: روزانه پنج طفل افغان کشته و یا زخمی می شود


سازمان ملل متحد می گوید که در اثر درگیری های جاری در افغانستان روزانه پنج طفل کشته و یا هم مجروح می شود.

یک گزارش تازه به نشر رسیده توسط بن کی مون، منشی عمومی سازمان ملل متحد می رساند که بیش از 1700 طفل در جریان درگیری های سال گذشته کشته و یا مجروح شده اند. در حالی که در سال 2010 این رقم به 1400 طفل می رسید.

بیش از 300 طفل زیر سن هژده سال در مناطقِ مختلف برای اشتراک در جنگ استخدام می شوند که در آن محلات طالبان با نیرو های محلی و بین المللی درگیر می باشند.

در این گزارش آمده است که شورشیان از اطفال در انجام حملات انتحاری، جاسازی بم های کنار جاده و حمل و نقل مواد اکمالاتی به گروه های مسلح استفاده می کنند.

یک اعلامیه اداره اطفال سازمان ملل متحد از تمام گروه های در گیر می خواهد تا اطمینان دهند که اطفال را در همه حالات در مطابقت با قانون حقوق بشری محافظت می کنند.

ویجئی کانیش، معاون نمایندۀ ادارۀ یونیسف در افغانستان گفت "براساس گزارش منشی عمومی ملل متحد، این سطح از درد و رنج را که اطفال متحمل می شوند، غیر قابل قبول است

صدای امریکا