۱۳۹۷ شهریور ۲۲, پنجشنبه

ابراهیم جان ذکی طفلی خوشبخت در مسیر انکشاف به آینده خوشبخت





میگویند:هرطفل وقتی متولد میشود سه احساس را در وی باید انکشاف داد:
اول -  من مهم استم
دوم – جهان مصوون است.
سوم – آینده زیبا ست.
وخوشبخت است طفل عزیزی چون ابراهیم جان ذکی فرزند آقای فریدون ذکی صاحب که  والدین مشفق ومهربان دارد و این احساس  رادر وی انکشاف میدهند و  باز هم  خوشبخت است این نوردیده که در محیط مساعد برای رشد این فضای سالم  قرار دارد.
بیایید باقی گفته ها در باره ابراهیم جان ذکی را از پدر مهربانش آقای فریدون ذکی  صاحب بخوانیم :



ابراهیم جان ذکی هدیه خداواند، بعد از ۱۶ سال مهمان خانه و زندگی مان شد.
 با آنکه از لحاظ ظاهری، شاید بزرگ به نظر آید، ولی در واقع به تاریخ ۷ ماه آگست ۲۰۱۸ پا به 3 ساله گی گذاشت. 

این نو نهال، از عادت های دل انگیزی بر خوردار است.  اگر با کسی بلد باشد یا نه ، او را قبلا دیده باشد یا نه ، همینکه متوجه شد  شما به او تمایل نشان می دهید، پاسخ تمایل شما را به لبخند میدهد و دوستانه در آغوش تان آمده  و یک نوع حس دوستی با طفل را در شما زنده میسازد.

شاید باور تان نشود، هنگامیکه شب بخیری با پدر و مادر و دو خواهر خود می کند، اصلن امکان ندارد که بدون ابراز صمیمیت های شگفت انگیز طفلانه، بخوابد. ابراهیم جان تا به حال درست به حرف زدن نیامده ، ولی چنان  گفتنی های خود  را برایتان شیرین می فهماند، که گویی حرف زدن نه، بل همرایتان گفتمان دارد.

با همان غم غمی معصومانه و طفلانه  و کش،  وگیرها برایتان تفهیم میکند که چی میخواهد.  ممم ممم – بلی هر بار که این  حالت را زمزمه میکند، هدفش شیر است. از نوشیدن شیر نه تنها خوش میشود، بل به اصطلاح، کیف می کند.
با وجودیکه خوردن آیسکریم برایش خیلی صحی نیست، ولی چنان به مزه میخورد که توان نه گفتن به آیسکریم خواستن اش اصلن وجود نمی داشته باشد.

همواره خوش دارد که  بالای شانه های پدر گردا گردی خانه را چکر بزند وبه اصطلاح بازی اسپکانی را اجرا کند. کارتونی دیدن، جانش است. به همان پیمانه یی که از خوردن آیسکریم لذت میبرد، به همان اندازه از خوردن ترشی و مرچ هم کیف میکند.
 اووف اووف اووف می گوید و زبان خود را از دهان گاه گاه بیرون میکند و به خوردن چپس های تندو تیز ادامه میدهد و  به کس اجازه نمیدهد که او را از خوردنش منع کند.

به گفته یی پدر بزرگش، مادر کلانش، و کاکا هایش، ابراهیم یک طفل خیلی آرام مزاج، معاشرتی، و شرین ادا است. استدعای  پدر و مادرش  این است تا اخلاق و کردار حضرت ابراهیم نصیب ابراهیم گردد.
این هدیه خدواند، هدیه گران بهایست برای مان.
خدا نگهدارش باد

۱۳۹۷ تیر ۱۷, یکشنبه

رویای یک کودک گیرمانده در هوای آلوده و شدیداً گرم شهرکابل





"به دور از این همه غوغا"

به دور از این همه غوغا
صدای بوق ماشینها
ترافیک شلوغ شهر
به دنبال صدای زندگی هستم.
صدایی که مرا در کوچه باغ سبز رویاها بگرداند.
به سوی روستای کودکی پرواز خواهم کرد.
سبک بال و رها مانند پروانه
برای دیدن یک قصهگوی پیر
همان مادر بزرگ مهربانی که حنا میبست موهای سفیدش را
و ساعتها به در میدوخت چشم کمفروغ و پر امیدش را
ولی افسوس در یک روز بارانی
به دیدار خدایش رفت
و حالا خاطرات او
برایم مثل یک رویای شیرین است.

صدای زندگی از دور میآید
و چوپانی کنار گلهاش آواز میخواند
و در نزدیکی او چشمهای جاری است.
صدای پای آب از انتهای دشت میآید.

.
مرتضی عبدالوهابی

-------------------------------
یادهای #کودکی، شعرهای #کودکان، نوشته های کودکی و تازه های کودکان
در
صفحهی
ادبیات کودکان
به گزینش : ناهید سیاووش 

ابراهیم جان ذکی طفلی خوشبخت در مسیر انکشاف به آینده خوشبخت

میگویند:هرطفل وقتی متولد میشود سه احساس را در وی باید انکشاف داد: اول -   من مهم استم دوم – جهان مصوون است. سوم – آینده زی...