۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

مروری بروضعیت اطفال در افغانستان

نجیب الله ببرک زی محصل پوهنحی ژورنالیزم پوهنتون کابل
شماره 45 سال پنچم 6 جوزای 1388 ---- 27 می 2009
اطفال در افغانستان از جمله گروپ های آسیب پذیر بوده در جریان جنگ های سه دهه بیشترین صدمه به زنان و اطفال اینکشور وارد گردیده و هنوز هم بعد از جنگ از جمله گروپ آسیب پذیر در افغانستان به شمار میروند. بر اساس احصائیه (57) درصد نفوس در افغانستان را افراد پایینتر از سن (18) سال تشکیل میدهد و همین اکنون بیشترین صدمه در شرایط کنونی به اطفال وارد شده و هم پیامد های سه دهه تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم بالای آنها دارد. وضعیت و موقف اجتماعی این کودکان در افغانستان مختلف بوده (23) نوع آسیب پذیری اطفال اینکشور را تهدید میکند. مسأله جنسیت، موقف اجتماعی، سطح فقر در خانواده ها، سطح پایین سواد والدین، مرگ و میر کودکان، معلولیت و معیوبیت آنها از جمله عوامل تقویه کننده این آسیب پذیری ها میباشد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:
- (57) درصد نفوس کشور را افراد پایینتر از سن (18) تشکیل میدهد.
- (60000) طفل تنها در شهر کابل مصروف کار های شاقه هستند.
- (65000) طفل معتاد به مواد مخدر بوده که با آمدن مهاجرین از کشور های همسایه و بیکاری به تعداد آن افزوده میشود.
- (200000) طفل در اثر جنگ ها و ماینها معلول و معیوب گردیده اند.
- در حدود (10000) طفل در پرورشگاه های تحت پوشش دولتی و خصوصی به سر می برند در حالیکه بیشتر از (80) درصد آنها یتیم نبوده و به اثر مشکلات اقتصادی به شیوه ها و اشکال مختلف شامل این پرورشگاه ها شده اند.
- در حدود (75000) طفل هنوز هم در قید گروپ های مسلح غیر مسوول قرار دارد. علاوه بر این
اطفال متخلف از قانون
اطفال عودت کننده، مهاجرین و بیجا شدگان داخلی
اطفال کوچی ها
اطفال کارگر
قاچاق اطفال
ختطاف اطفال
استفاده های فزیکی و جنسی
ازدواج های قبل از وقت
و ازدواج های اجباری از جمله مشکلاتی است که اطفال در افغانستان مواجه با آن است
این وضعیت در حالیست که افغانستان در سال (1994) به میثاق بین المللی حقوق اطفال پیوسته است و بر علاوه تعهداتی را بر اساس قانون اساسی کشور در قبال اطفال اعلام نموده است.
ماده (54) قانون اساسی افغانستان در مورد حمایت از اطفال چنین بیان میدارد:
«خانواده رکن اساسی جامعه را تشکیل میدهد و مورد حمایت دولت قرار دارد. دولت به منظور تأمین سلامتی جسمی و روحی خانواده، بالاخص طفل و مادر، تربیت طفل و مادر، تربیت اطفال و برای از بین بردن رسوم مغایر با احکام دین مقدس اسلام تدابیر لازم اتخاذ میکند.» کنوانسیون حقوق طفل یگانه سند بین المللی در راستای تأمین حقوق طفل میباشد که (193) کشور این سند معتبر بین المللی را به رسمیت شناخته و آنرا تائید نموده اند.
اعلامیه جهانی حقوق کودک و پروتوکول های اختیاری (ضمیمه میثاق بین المللی حقوق اطفال)، پروتوکول اختیاری در مورد فروش کودکان، فحشای کودکان و فلم های غیر اخلاقی کودکان و پروتوکول اختیاری در مورد مشارکت کودکان در درگیری های نظامی، متمم کنوانسیون حقوق کودکان سال (2002) از جمله اسناد بین المللی دیگریست که دولت ها را به اتخاذ تدابیر ویژه برای حمایت از اطفال فرا میخواند.
تا هنوز که از تصویب اعلامیه، تعهدات دولت افغانستان و کنوانسیون حقوق طفل (14) سال می گذرد هیچنوع راپور از وضعیت اطفال کشور به کمیته راپور دهی سازمان ملل ارائه نشده است که میتوان عدم ارسال راپور وضعیت اطفال را یکی از عوامل عمده مشکلات اطفال در افغانستان دانست. این در حالیست که کشور های همسایه، منطقه و جهان در سال اول تعهد و پیوستن به کنوانسیون حقوق طفل در هر (5) سال راپور وضعیت اطفال را به سازمان ملل ارائه میکنند و بعد از طریق همین سازمان و سازمان های دیگر موضوعات مربوط به حیات اطفال از طریق دولتها و از طریق ادارات ملل متحد و همچنان از طریق (ان جی او) های بین المللی و نهاد های مدنی و مستقل مورد توجه قرار میگیرد.
در افغانستان اطفال در (5) سال گذشته بعد از جنگ های دراز مدت شاهد پیشرفت ها و تغییراتی در زندگی شان بوده اند اما این تغییرات در قدم اول همه شمول نبوده و در قدم دوم با توجه به مشکلات و نیازمندی های اطفال قابل لمس و اندازه گیری نمیباشد. به صورت عموم افغانستان یک کشور سنتی است و پیروی از عنعنات و رسم و رواج های متعدد در بسیاری حالات اطفال را در معرض آسیب پذیری بیشتر قرار میدهد.
در شهر ها با اینکه اطفال از فرصت های بیشتر برای دسترسی به تعلیم و تربیه و صحت برخوردار اند و فامیل ها بیشتر ترجیح میدهند تا اطفال شان درس بخوانند، با توجه به کثرت نفوس، عدم دسترسی به اشتغال و تأمینات اجتماعی، مهاجرت های دوامدار و گسترده از دهات به سوی شهر ها؛ اطفال بازهم بیشتر از بزرگسالان آسیب پذیر میگردند. تعداد مکاتب و سهولت های تعلیمی متناسب به نیازمندی نبوده، شمار اطفال کارگر و اطفال گدا روبه افزایش است. اطفال فرصت کمی برای تفریح و سر گرمی دارند. رقم بالای بیسوادی به خصوص در میان مادران باعث گردیده است که اکثر والدین تصویر روشن از روش های تربیت و پرورش اطفال نداشته باشند، بر علاوه خشونت در برابر زنان در خانواده ها نیز در حال رشد است که این دو عامل اخیر به گسترش خشونت در برابر اطفال کمک نموده است و اطفال در نتیجه محیط خانه، مکتب و اجتماع به خشونت مواجه اند.
با وجود این همه دشواری ها و اندک امکانات و پیشرفت ها هنوز هم در حدود (300) مکتب بروی اطفال به اثر تهدیدات مخالفین دولت یا بسته گردیده است و یا به آتش کشیده شده اند که در حدود (250) هزار طفل واجد شرایط از حق تعلیم و تربیه محروم ساخته شده اند. مراجع مطمئین برای دسترسی به ارقام وجود ندارند، تعیین فیصدی نفوس اطفال، سن اطفال و سایر مواردی که نیاز به ارقام دارد معمولاً به شکل تخمینی ارائه میگردد. اطفال نیازمند به مراقبتهای ویژه مانند اطفال معیوب کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و معمولاً برنامه ریزی ها و پلان های ملی و محلی نیازمندی های ویژه این دسته از اطفال را مورد توجه جدی قرار داده است. با وجودیکه ستراتیژی ملی اطفال دارای معلولیت از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به وزارت محترم کار و امور اجتماعی تهیه و ارسال گردیده هنوز هم اطفال دارای معلولیت از مشکلات چون خشونت ها، توهین و تحقیر، عدم دسترسی تعلیمات همه شمول حتی مورد خشونت نه تنها اطفال بلکه بزرگسالان قرار میگیرد.
دولت بمنظور:«به همین شکل در ماده (53) قانون اساسی کشور چنین ذکر گردیده است: تنظیم خدمات طبی و مساعدت های مالی برای بازماندگان شهداء و مفقودین و برای بازتوان معلولین و معیوبین و سهمگیری فعال آنها در جامعه مطابق احکام قانون تدابیر بازم اتخاذ مینماید دولت حقوق متقاعدین را تضمین نموده و برای کهن سالان، زنان بی سرپرست، معیوبین و معلولین و ایتام بی بضاعت مطابق احکام قانون کمک لازم به عمل می آورد.
در قانون اساسی کشور بطور مشخص روی مسأله کار اطفال بصورت تحمیل کار اجباری ممنوع است، سهمگیری فعال:«صریح در ماده (94) قانون اساسی ذکر گردیده است: در حالات جنگ، آفات و سایر حالاتی که حیات و آسایش عامه را تهدید کند، از وجایب ملی هر افغان میباشد. تحمیل کار بر اطفال جواز ندارد.
با وجودیکه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تلاش دارد تا دولت پروتوکول های سازمان بین المللی کار یا (ILO) را به رسمیت بشناسد و آنرا تطبیق نماید تا باشد که از کار شاقه اطفال و بدترین نوع کارهای در معرض خطر جلوگیری صورت گیرد. هنوز هم (65000) طفل تنها در شهر کابل مصروف دستفروشی، قالین بافی و کارهای شاقه دیگر مصروف هستند که در زمان کار آنها به ساعات کار، سن استخدام و مختل شدن پروسه تعلیم و تربیه آن هیچنوع توجه صورت نگرفته است.
در مورد حق طفل برای دسترسی به تعلیم و تربیه نیز در ماده (34) قانون اساسی تذکر به تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه لیسانس در:«عمل آمده است موسسات تعلیمی دولتی رایگان از طرف دولت تأمین میگردد. دولت مکلف است به منظور تأمین متوازن معارف در تمام افغانستان، تأمین تعلیمات متووسطه اجباری، پروگرام های مؤثر طرح و تطبیق نماید و زمینه تدریس زبانهای مادری را در مناطقی که به آنها تکلم میکنند فراهم نماید.
بتأسی از ماده فوق، قانون رسیدگی به تخلفات اطفال از طرف دولت غرض تأمین حقوق آنعده اطفالیکه در تعارض با قانون اند، نافذ ساخته شده است.
ولی وضعیت اطفال در مراکز اصلاح و تربیت قابل تشویش است هنوز هم در بیشترین ولایات اطفال در خانه های شخصی که به کرایه گرفته شده اند به سر می برند در حالیکه مرکز اصلاح منحیث خانه دوم اطفال از امکانات حد اقل معیارهای مرکز اصلاح باید آراسته میبود حتی از راپور های خشونت، لت و کوب و استفاده های فزیکی از این مراکز گزارش داده شده است.
بر علاوه در این اواخر ستراتیژی اطفال در معرض خطر از طرف وزارت کار و امور اجتماعی و شهدا و معلولین ترتیب و از طرف دولت تصویب گردیده است که میتواند از جمله اسناد ملی در راستای تأمین و حمایت از حقوق اطفال محسوب گردد.
پیشنهادات:
دولت ها مکلف اند تا در اعاده حقوق اطفال در جامعه باید به نکات ذیل توجه بیشتر مبذول دارد:
--بوجود آمدن اصلاحات در قوانین برای حمایت، انکشاف و بهبود اطفال.
- تطبیق و تهیه ستراتیژی ها، پلانها و برنامه های آگاهی دهی حقوق اطفال.
--توجه بیشتر در رابطه به برنامه های آگاهی دهی از طریق تلویزیون ملی روی مضوعات محو خشونت علیه اطفال، احترام به شخصیت طفل، منع کارهای شاقه برای اطفال، تدویر برنامه ها و پروگرام های مؤثر برای اطفال دارای معلولیت.
-حمایت اطفال قربانی، یتیم و بی سرپرست، معتاد مواد مخدر و اطفال کارگر از طرف دولت.
-رعایت و احترام حقوق طفل در خانواده ها، اجتماع و مکاتب.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

آیا حق تقدم برای اطفال افغانستان داده میشود؟

شماره 24 شنبه 10 قوس 1386/1 دسمبر 2007-ارمغان ملینوشته: محمد داود سیاووش


در پيشاني سندي كه كنوانسيون جهاني حقوق طفل در (20) نوامبر (1989م) منتشر كرد حق تقدم براي اطفال به چشم ميخورد. این شعار در حالی بلند گردید که به گزارش منابع سازمان ملل در سال تصویب این سند هر روز (40) هزار کودک در اثر سؤ تغذیه و امراض به شمول ایدز، کمبود آب پاک و حفظ الصحه نا مناسب و اثرات ادویه مخدر حیات خود را از دست داده و همه روزه ملیون های طفل از مصیبت فقر و بحران اقتصادی، گرسنگی، بی خانگی، امراض ساری، بیسوادی و تخریب محیط زیست رنج میبردند. یکصد ملیون طفل از تعلیم و تربیه ابتدایی در جهان محروم اند و دو سوم آنرا دختران تشکیل میدهند. بر اساس آمار سازمان ملل همه ساله نیم ملیون مادر در اثر عوامل ناشی از ولادت میمیرند. با این حال سوالی مطرح میشود که: طفل كيست؟بر اساس تعريف سازمان ملل طفل عبارت از هر انساني است كه به سن هژده ساله گي نرسيده باشد. کارشناسان سازمان ملل اطفال را معصوم (به مفهوم غیر مذهبی)وابسته و آسیب پذیر خوانده ودر عین حال آنانرا سرشار، کنجکاو و مملو از امید توصیف مینمایند.
روانشناسان میگویند که هر طفل وقتی پای روان شود دارای سه احساس میباشد:
1- من مهم هستم 2-جهان مصئون است 3-آینده زیباست
دانشمندان تأکید میکنند که تمام اطفال یکسان به دنیا می آیند اینکه یکی رییس جمهور میشود و دیگری... بیکار میماند تأثیر محیط میباشد، احتمالاً به همین دلیل بهتر شدن محیط برای انکشاف استعداد های اطفال بود در سال (1990م) اجلاس سران جهان برای اطفال که بزرگترین گردهمایی را رهبران جهان در تاریخ میباشد در قصر سازمان ملل دایر شد و این اجلاس که در آن (71) رییس جمهور و رییس حکومت و (88) مأمور ارشد دولتی در سطح وزیر اشتراک داشت اعلامیه را در باره بقأ حیات، حفاظت و رشد اطفال و پلان های عملی اجرای این اعلامیه طی دهه (90) میلادی به تصویب رسانید. بر علاوه اجلاس سران کنوانسیون جهانی حقوق طفل مصوب مجمع عمومی سازمان ملل را نیز به تصویب رسانید که در واقع نخستین اقدام عملی جهانی در جهت تحقق حق تقدم برای اطفال بشمار میرود.
اطفال دارای کدام حقوق میباشند؟
در کنوانسیون جهانی حقوق طفل و اسنادی چون اعلامیه سال (1924) ژنیو در باره حقوق طفل، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، موافقتنامه بین المللی پیرامون حقوق اجتماعی، اقتصاد، فرهنگی و قوانین و مقررات سازمان های اختصاصی و سازمان های بین المللی که در رابطه به رفاه اطفال اشتغال دارند لزوج توجه و مواظبت خاص به کودکان به رسمیت شناخته شده است.
در كنوانسيون جهاني حقوق طفل مفردات ذيل به عنوان حق قيد گرديده:- زندگي حق هر طفل است.- طفل بايد پس از به دنيا آمدن فوراً ثبت نام شود.- طفل حق دارد نام داشته باشد.- طفل حق دارد مليت داشته باشد. - طفلي كه به موضوعات مربوط خودش صاحب نظر باشد حق دارد نظرياتش را آزادانه بيان كند.- اطفال حق تشكيل انجمن ها و اجتماعات مسالمت آميز را دارند.- طفل حق دسترسي به اطلاعات و مواد از منابع گوناگون ملي و بين المللي را به خاطر تعالي اجتماعي، معنوي، اخلاقي و سلامت جسمي و فكري خويش دارد.- اطفال بايد در برابر تمام انواع خشونت هاي جسمي، روحي، جراحت يا سؤ رفتار، سهل انگاري، بد رفتاري به شمول سؤ استفاده جنسي حمايت شوند.- طفلي كه از لحاظ جسمي يا دماغي معيوب است... سهمگيري فعالش در حيات اجتماعي تسهيل شود.- به كاهش در ميزان مرگ و مير نوزادان و اطفال تدابير اتخاذ شود.- طفل حق دارد از تعليم و تربيه ابتدايي، رايگان و اجباري برخوردار باشد. - در مكاتب بايد دسپلين و انظباط مكتب به نحوي تطبيق شود كه با مقام انساني طفل سازگار باشد.- تعليم و تربيه طفل بايد در جهت رشد شخصيت، استعدا، توانايي جسمي و فكري، رشد حس احترام به حقوق بشر، احترام به منشور سازمان ملل، احترام به والدين، هويت فرهنگي، زبان، ارزش هاي ملي و مذهبي كشور، رشد روحيه تفاهم، صلح، دوستي، تحمل ديگران، برابري زن و مرد، دوستي ميان مردمان گروه هاي قومي، ملي، مذهبي و احترام به محيط طبيعي صورت گيرد.- طفل حق دارد به تفريح، استراحت، بازي و فعاليت هاي متناسب به سن و سالش بپردازد.- اطفال در برابر استفاده غير قانوني از مواد مخدر و مواد سايكو تراپيك حمايت شوند. - جلو استفاده غير قانوني از اطفال در توليد و قاچاق مواد مخدر گرفته شود.- حكم اعدام و حبس ابد نبايد در مورد اطفال كمتر از (18) سال تطبيق شود.- طفل كمتر از (15) سال بايد در مخاصمات و درگيري ها مستقيماً اشتراك نداشته باشد و در نيروهاي مسلح افراد كمتر از (15) ساله استخدام نشود.
این ها برخی مقررات در کنوانسیون جهانی حقوق طفل میباشد که تحت شعار حق تقدم برای اطفال مسجل گردیده ولی اگر به واقعیت زندگی اطفال در افغانستان نگاه کنیم دیده میشود که هنوز این کلمات ارزشمند در جامعه افغانی به درستی راه نیافته و برای اطفال افغان در حد شعار باقی مانده اند.
وضعیت اطفال در مکاتب
دروازه های مکاتب در بسیاری از ولایات جنوب به روی اطفال بسته شده و در ولایاتی که اطفال به مکتب میروند با کمبود کتاب، تخته، تباشیر، میز، چوکی، معلم و اتاق درسی اکثراً مواجه میباشند. در مکاتبی که کتاب درسی وجود دارد اکثراً با اغلاط فاحش تدریس میشوند و حتی در کتاب ساینس صنف ششم صفحات مضمون تاریخ با مضمون ساینس یکجا از اثر غفلت دوخته شده، لباس مکتب را که اصلاً در دهات مردم نمی شناسند و در بسیاری محلات با پای برهنه به مکتب میروند.
اطفال و جنگ
آسیب پذیر ترین بخش جامعه اطفال میباشند در شرایط مهاجرت های اجباری، نبود سپناه، نبد حفظ الصحه وغیره از این اطفال به طور وحشتناک با شستشوی مغزی در عملیات انتحاری و فعالیت های تخریبی استفاده مینمایند و با تلقین درس نفرت و انزجار در مغز آنان تخم نفاق و جنگ را میکارند، انفجارات، وقوع جنگها و حادثات دلخراش اکثر این اطفال را به ضربه های روحی و تروما مبتلا نموده است.
حفظ الصحه اطفال
جلوگیری از مرگ و میر اطفال تنها در شرایطی ممکنست که در کشور صلح حکمفرما بوده مردم به کلینیک ها و مراکز صحی دسترسی داشته باشند در حالیکه در بسیاری مناطق کلینیک ها و مکاتب به آتش کشیده میشوند چگونه میتوان ازارقام دقیق در این عرصه گزارش تهیه نموده و از پائین آمدن گراف آن مطمئن شد؟ اطفالی که در سرما به امراض طروق تنفسی و در گرما به اثر نبود حفظ الصحه محیطی و شخصی به اسهالات دچار اند آیا میتوان از صحتمندی آنان اطمینان داشت؟در اصول باید بر اساس ارقام واقعی مشخص شودکه از مجموع نفوس کشور به هر چند نفر یک داکتر و آنهم در کجا وجود دارد؟ دوکتوران با آنکه شمارشان اندک است در شهر ها فعالیت مینایند، در دهات دور افتاده از خدمات صحی کمتر اثری وجود دارد.
تغذیه اطفال
مادری که خود به سؤ تغذی دچار است به طفلش چه بدهد؟ در اکثر خانواده ها خوراک یکنواخت اعضای خانواده را به امراض مختلف دچار ساخته، کارمندی که سه هزار افغانی معاش دارد و یک بوری آرد را باید یک هزار افغانی خریداری کند در خانواده اش آیا میتوان از غذا و تغذیه بحثی نمود اینجا که فقط مسأله سه جوع مطرح است نه تغذیه، از گوشت، میوه و ترکاری در دسترخوان ها خبری نیست و فقط آنها در زمستان (الو) و در تابستان به سایه ضرورت دارند.
نان آوران فامیل
عده کثیری از اطفال در شهر ها خلاف مقررات کنوانسیون جهانی حقوق اطفال به کارهای شاقه مشغول اند. این اطفال در وافع نان آوران فامیل شان بوده به روی سرک یا ساختمان های بلند منزل به کارهای طاقت فرسا مشغول اند، به آنان زمینه رفتن به مکتب، خدمات صحی و مواظبت های کتلوی وجود ندارد. اسن اطفال اکثراً آب آور فامیل نیز میباشند از نبود آب پاک اکثراً مجبور اند فواصل طولانی را بخاطر انتقال آب طی کنند.
اطفال وسیله زر اندوزی
برخی ها بخاطر جلب ترحم اطفال را به حالت بیهوش (که گفته میشود به وسیله برخی دوا ها آنان را به این حالت می آورند) در کنار جاده ها در هوای فوق العاده گرم و یا فوق العاده سرد میگذارند و از مردم پول طلب میکنند. این اطفال روز ها از صبح تا شام به حالت بیهوش در کنار زنانی که خود را مادرانشان مینامند در وضعیت خیلی دردناک افتاده اند.
اطفال در شرایط خاص
عده یی از اطفال که بر اثر جنگ ها معلول و معیوب شده اند و قدرت داخل شدن در اجتماع را ندارند و یا اطفالی که نا رسایی شنوایی دارند و یا منتل هستند اکثراً به صفت بار دوش خانواده های فقیر بسر می برند. در افغانستان خوشبختانه چتر محافظتی و محیط طوری میباشد که اکثراً طفل بی سر پرست در کوچه دیده نمیشود که شب را در روی سرک سپری کرده باشد این اطفال حتماً از طرف اقارب خانواده ها بترتیبی جذب میشوند که شب به خانه یی سر شان را پناه کنند اما تحقیر و توهینی که این اطفال با آن مواجه اند خیلی شدید میباشد.
اطفال و محیط
در شرایط موجود در افغانستان کانون های خانواده، مسجد، کودکستان و مکتب محلاتی اند که اطفال از آن می آموزند و اطفال را تحت چتر محافظتی شان قرار میدهند اما در شهر ها و دهات اکثراً محیط برای سپورت اطفال مساعد نیست، میدان های بازی مصئون کمتر وجود دارد، استودیوم ها و گارنیزیون ها کافی نیست، پارک های تفریحی کمتر وجود دارد آلودگی محیط زیست با خاک و گرد و دود عمدتاً در شهر کابل ساحه زندگی را برای اطفال تنگتر میسازد.
مشکل اطفال با ماین و مواد منفجر نا شده
ماین و مواد منفجر ناشده از خطرات دیگری میباشد که حیات اطفال را تهدید میکند آگاهی از خطرات ماین به اطفالی که به وطن عودت نموده اند کمتر داده شده و اکثراً شیوه های نجات از ساحه ماین فیلد را بلد نیستند که به این علت اکثراً اطفال تلف میشوند.
اینها گوش یی از مشکلاتی میباشند که اطفال افغانستان با آن مواجه اند. از اینکه افغانستان در (28) مارچ (1994م) کنوانسیون جهانی حقوق طفل را امضاء نموده لازم است مقامات مسوول کشور حقوق اطفال را به رسمیت شناخته از گزارشات روی کاغذ و جلسات بی نتیجه به کار های سازنده در حیات اطفال گام بردارند.

در گرامیداشت از روز مادر

مهر مادر

گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
شب ها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
لب خنده نهاد بر لب من
بر غنچه گل شگفت آموخت

دستم بگرفت و پا بپا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
«ایرج مرزا»

به انتخاب احمد کاووس سیاووش


۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

اطفال عزیز!

بخاطر حفظ محیط زیست، نظافت و رعایت اخلاق اجتماعی نکات ذیل را رعایت کنید:
- پرندگان را آزار ندهید
- بقه ها را آزار ندهید
- شاخه های درختان را قطع نکنید
- به کرد گلها داخل نشوید و گلها را زیر پا نکنید
- وسایل بازی پارکها را خراب نکنید
- در سرک از پیاده رو ها استفاده کنید
- در جاده های عمومی از طریق دهلیز پیاده رو داخل شوید
- با اشارات ترافیکی خود را آشنا ساخته و آنرا مد نظر بگیرید
ترتیب کننده: احمد کاووس سیاووش