۱۳۹۳ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

قضـــــاوت عجیب

 

مارس 4, 2015
چهارشنبه ( 13) حوت ( 1393)/ ( 4) مارچ ( 2015)
آقای مفتش مکتب متوجه می شود که در تمام مکتب فقط یک نفر هنوز انگشتش زخمی نیست:
لذا او را تهدید نمودم که در صورت عدم همکاری، والدینش را به مکتب احضار خواهم نمود و از مکتب اخراج خواهد شد، کمی ترسیده بود و گریه کرد. مرخصش کردم و در هنگام خروج از دفتر مجددا تهدیدش کردم که فردا اخراج خواهد شد .
پس از خروج دانش آموز فوق الذکر از دفتر، آقای مدیر مکتب توضیح دادند که این دانش آموز، یتیم است و پدر ندارد و البته از دانش آموزان خوب مکتب است و به جهت تحصیلی در صنف چهارم، نمره اول را دارد.Ÿ
انترنت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رویای یک کودک گیرمانده در هوای آلوده و شدیداً گرم شهرکابل

" به دور از این همه غوغا " به دور از این همه غوغا صدای بوق ماشین ‌ ها ترافیک شلوغ شهر به دنبال ...