۱۳۹۳ آبان ۷, چهارشنبه

فکاهیات


 

اکتبر 29, 2014
شماره( 198 ) چهارشنبه 7 عقرب 1393 / 29 اکتوبر 2014
اطلاعنامه
پدر: پسر! خجالت نمی کشی در اطلاعنامه ات حتی یک نمره خوب هم نیست؟
پسر: پدر جان این که اطلاعنامه من نیست، اطلاعنامه شماست که در زیر زمین پیدایش کردم!
???????????????????????????????
***
دروغ شاخدار
اولی: من یک روز ضربه ای به توپ زدم که بعدها خبر دادند توپ من نزدیک ماه در سر یک فضانورد خورده بود.
دومی: بله، درست است. انفاقاً آن فضانورد من بودم!
اولی: ولی تو آنجا چکار می کردی؟
دومی: در یک مسابقه پرش ارتفاع شرکت کرده بودم.
???????????????????????????????

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رویای یک کودک گیرمانده در هوای آلوده و شدیداً گرم شهرکابل

" به دور از این همه غوغا " به دور از این همه غوغا صدای بوق ماشین ‌ ها ترافیک شلوغ شهر به دنبال ...