۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

قصه یی در باب امانت داری و نخوردن مال یتیم!

گرد آورنده: احمد کاووس سیاووش
میگویند مرغی بنام حق دوست باری سه دانه گندم را خورد و پس از خوردن متوجه شد که گندم از یتیم است، مرغ حق دوست از آن زمان تا کنون هر شب خود را از شاخه درخت می آویزد و تا سحر آنقدر الله و توبه میگوید که سه قطره خون از دهنش بچکد و شب به سحر برسد. این مرغ از آن روزگار تا کنون هر شب به درگاه خدا ناله میکند تا او را ببخشد و به همین علت بنام مرغ حق یاد میشود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رابطه و حالات روحی پدر با فرزند

پدر ! 1. وقتی پدرت ترا سرزنش می کند، ترا دوست دارد . 2. وقتی بالای تو فشار می آورد، خیر ترا مى خواهد . 3. وقتى تو وی را خام...