۱۳۹۰ شهریور ۱, سه‌شنبه

هفته جهانی تغذیه با شیر مادر

شماره 85/ یکشنبه 30 اسد 1390/ 21 اگست 2011
کاووس سیاووش
روز 1 تا 7 اگست مطابق با دهم تا شانزدهم اسد مصادف بود با هفته جهانی تغذیه با شیر مادر.شیر مادر از جمله عمده ترین و بهترین مواد غذایی برای اطفال است. بر طبق تحقیقات دانشمندان و پژوهشگران ضریب هوشی طفلی که با شیر مادر تغذیه میکند هفت الی دوازده و نیم درجه بلند تر از اطفالیست که با شیر مادر تغذیه نمیشوند.تغذیه کودک با شیر مادر طفل را از مریضی هایی چون امراض تنفسی، قلبی و غیره دور نگهداشته و مادران را نیز از انواع و اقسام امراض خطرناکی چون سرطان حفاظت میکند.وضعیت اطفال شیر خوار افغانستانبا وجود فواید و مزایایی که در بالا به آن اشاره شد؛ در افغانستان متأسفانه مادران مطابق وقت معین شیر دادن که از بدو تولد تا سن دو سالگی است، اطفال خود را شیر نمیدهند.جالبتر از همه اینکه در بعضی نقاط کشور مادران عزیز به حق اطفال خود ظلم نموده و به آنان بر علاوه اینکه شیر به وقت و اندازه معین نمیدهند، بر عکس بخاطر به خواب رفتن به اطفال شان مواد مخدر میدهند که این خود فاجعه یی بزرگ است.پیشنهادات اطفال برای بهبود این وضعیت:- وزارت صحت افغانستان باید بخاطر ارتقای آگاهی مادران عزیز اعلانات در مورد مزایا و فواید تغذیه با شیر مادر از طریق رسانه های جمعی به نشر برساند تا مادران بدان وسیله تشویق شوند که اطفال شان را شیر دهند.- باید از طریق وزارت صحت برای تمامی زایشگاه های خصوصی و دولتی رسماً گفته شود تا دکتران آنها در زمان ولادت برای مادران از فواید شیر مادر سخن گفته و آنها را در زمینه رهنمایی نمایند.- وزارت معارف اهمیت شیر مادر را در مضامین درسی بگنجاند.- صندوق بین المللی اطفال باید پوستر ها، بروشر ها و اعلانات صوتی، تصویری و چاپی از طریق رسانه ها در رابطه به اهمیت شیر مادر به نشر برساند.Ÿ

۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه

شعر كودكانه ییكه جهان را شگفت زده كرد

شماره 84/یکشنبه 9 اسد 1390/31 جولای 2011
این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده। توسط یك كودك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد:

وقتی به دنیا می آیم، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم… و تو، آدم سفید! وقتی به دنیا می آیی، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاكستری ای… و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟Ÿ

آینده

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

جای تأسف است که در همه کشور یک میدان معیاری فتبال نداریم

کاش چنین میدانی میداشتیم تا مسابقات افغانستان و فلسطین در آن دایر میشد، و امروز از نبود آن شرمنده نمی بودیم


در مسابقات فتبال که میان تیم های افغانستان و فلسطین صورت گرفت به دلیل نبود میدان فتبال معیاری در کابل تیم های افغانستان و فلسطین به عوض کابل این مسابقه را در شهر دوشنبه تاجکستان راه اندازی نمودند.
جای تأسف است در حالیکه تاجکستان غریب ترین کشور آسیای میانه و دولت خودگردان فلسطین در زیر آتش توپ و تانک اسرائیل میدان فتبال دارند ولی افغانستان که چهل کشور جهان در آن حضور دارد و میلیارد ها دالر ظاهراً در این کشور به مصرف رسیده حد اقل یک میدان فتبال معیاری ندارد. در بودجه عادی سال 1390 دولت افغانستان به مجموع تربیت بدنی و سپورت کشور 434.5 دالر مد نظر گرفته شده، برای تیم تازه وارد کریکت که طی سالهای اخیر رواج یافته به طور علیحده وفوقالعاده در بودجه عادی سال1390 مالی 6383 دالر مد نظر گرفته شده در حالیکه فتبال با داشتن بیش از نیم قرن سابقه در کشور حد اقل یک میدان معیاری ندارد و به آن در این بودجه توجه نشده. این مسأله شاید به اتوریته افغانستان در جامعه جهانی خیلی صدمه وارد کند که فلسطینی که هنوز اداره خود گردان میباشد و تاجکستانی که غریب ترین کشور آسیای میانه به شمار میرود به فتبال جوانان خود توجه دارند ولی افغانستانی که جامعه جهانی روزانه صد ها میلیون دالر در آن مصرف میکند حد اقل یک میدان فتبال ندارد. کاش رهبران کشور یکی از موتر های تعقیبی شان را میفروختند و از پول آن یک میدان معیاری فتبال میساختند تا از این رسوایی نجات می یافتیم.
مردم از شنیدن اینکه نتایج این مسابقات 3 بر 1 به نفع تیم فلسطین پایان یافت چندان تعجب نکردند چون همه میگفتند وقتی میدان سپورتی نباشد فتبالیستان در کجا مهارت شان را ارتقا می بخشیدند؟
قابل یاد آوریست که حکومت در مورد میدان های فتبال اصلاً فکر نمیکند چنانکه در میدان معیاری فتبال پلیتخنیک خیمه لویه جرگه را بر افراشت و اخیراً میدان کوچک فتبال اطفال مکروریان چهار را به مافیای زمین داد تا بلند منزل اعمار کنند.
در میدان فتبال پلیتخنیک خیمه لویه جرگه زدند

صحنه تخریب میدان کوچک فتبال اطفال مکروریان چهارم

۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

چیستان ها

شماره 82/شنبه 9 سرطان 1390/30 جون 2011

چیست آن چیست که با برگ پناهی دارد
جامۀ سوسنی و سبز کلاهی دارد
سینه اش چاک نمایند و سرش را ببرند
عجب است اینکه نه جرمی نه گناهی دارد
(بادنجان)
***
عجایب صورتی در شام دیدم
اگر گویم کسی باور ندارد
درختی بر سر او کاسۀ آب
در آن ماری که دم و سر ندارد
(چراغ تیلی)
***
یک جفت کبوتران ابلق
هستند جدا جدا معلق
پرواز به آسمان نمایند
از خانه خود برون نیایند
(چشم)
***
آن چیست که در هواست وی را مسکن
بهر تن آسمان بود پیراهن
از گریه او شود جهانی خرم
وز خنده او شود جهانی روشن
(ابر)
***
چیست آن گل دمیده بر لب جو
قطره ژاله ای چکیده بر او
صورتش شکل صورت انسان است
مظهر محبت و رونق بستان است
(ګل بنفشه)

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

سنجاقک

شماره 80 و 81/شنبه 28 جوزای 1390/18 جون 2011
(برای خردسالان)
این داستان را بزرگتر ها برای کودک قبل از مکتب بخوانند.

در جنگلی که حیوانات گوناگونی در آن زندگی می کردند، «چوچه گک زیبا» یی به دنیا آمد. مادرش به افتخار به او گفت: تو آن قدر رشد می کنی و بزرگ می شوی تا مثل پدرت قوی و شجاع بشوی.


چوچه گوزن وقتی ایستاد زانو هایش لرزید. او کم کم یاد گرفت بایستد و قدم بزند. مادرش او را بو کشید و گفت:«آنها گلهای کوچک هستند… آن یکی پروانه است… این دو حیوانی که می بینی، یکی خرگوش و دیگری موش است.»
مادرش او را همراه خودش برد تا پدرش را به او نشان بدهد.


آه! پدرش یک گوزن نر زیبا بود!وقتی چشم چوچه گوزن به پدرش افتاد گفت: پدر! من شما را خیلی دوست دارم.
پدرش به او سفارش کرد: تو هم می توانی یک گوزن بزرگ و قوی بشوی؛ ولی باید به حیوانات ضعیف جنگل کمک کنی.
چوچه به دنبال مادرش به راه افتاد.مادر هم به او سفارش کرد با حیوانهای دیگر مهربان باشد.چوچه گکبه حیوانات دیگر کمک می کرد.
يک روز هوا گرم و آسمان سرخ شد.چوچه گوزن با سر و صدایش هشدار داد: چی شده مادر؟

مادرش فریاد کشید: آتش! جنگل آتش گرفته است.
این آتش سوزی، برای حیوانها یک بدبختی بود. همۀ آنها مجبور شدند برای زندگی، یک جای جدیدی پیدا کنند. آنها، زمستانی سرد را در پیش داشتند.

«چوچه گک عزیز» هر چه بزرگتر می شد، علاقه اش به پدرش بیشتر می شد. چوچه گک بزرگ شد و دیگر چوچه نبود. حالا دیگر چوچه گک یک گوزن نر جوان و زیبا بود. او در يک روز بهاری با گوزن زيبایی ازدواج کرد.

او از همۀ جوانهای آن جنگل دفاع می کرد. مواظب حیوانات کوچکتر بود. او در کنار آنها، در صلح و آرامش زندگی می کرد و خوشبخت بود.Ÿ

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

نان آوران کوچک

روز 12 جون روز جهانی مبارزه علیه کارکودکان نامیده می شود.صدها میلیون کودک دختر و پسر درسراسرجهان به کار می پردازند که به این سبب ازتحصیل، تندرستی و حقوق اولیه خودمحروم می گردند.در افغانستان نیز میلیونها کودک کار می کنند.


نان آوران خانواده ها / بر اساس گزارشهای رسمی، یک میلیون طفل در افغانستان کار می کنند. شمار دقیق آنها معلوم نیست. واقعیت آن است که اطفال زیادی بین 8 تا 16 ساله نان آوران اصلی خانواده هایشان هستند. "کودکان زباله کش" در افغانستان/ اکثر اطفال، به ویژه دختران با جمع آوری اشیای قابل استفاده از زباله دانی ها «پول» در می آورند. آنها روزانه بین 10 تا 50 سنت کمایی می کنند. بیش از 6 میلیون نفر در افغانستان زیرخط فقر زندگی می کنند. هر سنت اضافی به مخارج زندگی آنها کمک می کند. هیچ بازاری بی کودکان فروشنده نیست / اکثر کودکان در بازارهای بیشمار افغانستان با فروش ترکاری و میوه جات به خانواده های خود کمک مالی می کنند. روز کار آنها از طلوع آفتاب شروع شده و تا غروب آفتاب ادامه می یابد. وقتی برای کارخانگی نمی ماند / این دختر که لباس مخصوص مکتب پوشیده است، نمونه دختران افغانستان است. او با خود یک آفتابه پلاستیکی و یک گیلاس آب دارد تا با فروش آب عطش کابلی های تشنه را فروش می نشاند. وقتی برای کارخانگی مکتبش باقی نمی ماند. گفته می شود حدود 6 میلیون طفل در افغانستان به مکتب می روند. مکتب زندگی / برای بسیاری از اطفال افغانستان، مکتب زندگی یگانه مکتب است. کسی که می تواند در یک کارگاه کار کند، خوشبخت ترین طفل پنداشته می شود. در افغانستان به کودکان کارگر کمترین مزد پرداخته می شود. به طور اوسط یک مرد بالغ، روزانه بین 4 تا 5 یورو به دست می آورد. سوء استفاده / حکومت افغانستان می گوید که «باندهای گدایی» وجود دارند. شیوه کار آنها طوری است که یک گدا با چند کودک یکجا گدایی می کند تا ترحم مردم را جلب کند. خانواده های اطفالی که کودکانشان در این گدایی مورد سوء استفاده قرار می گیرند، خوشند که از این طریق روزانه چند سنتی برای امرار معاش به دست می آورند. وقت کم برای بازی های طفلانه / این کودکان هراتی وقت کمی برای بازی های طفلانه دارند. آنها تمام روز باید زباله جمع کنند. ولی همین که مجال کوتاهی برای استراحت دست می دهد، شوق طفلانه بازی کردن در آنها بیدارمی شود. مانند این سه طفل اکثر اطفال افغانستان تشله بازی می کنند.





بهبودی / بهبودی در وضع کار اطفال در افغانستان درچشمرس قرار ندارد। در صورتی که کارهای بازسازی کاهش داده شوند، برای بسیاری از مردم، به ویژه برای اطفال این کشور پیامد ویرانگری دارد।

دویچه وله

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

خواهران و برادران عزیز: روز اطفال به شما مبارکباد!

گرد آورنده : کاووس سیاووش
به بهانه روز جهانی اطفال این ترانه را به آن اطفال عزیز تقدیم مینمایم که مکتب ندارند ، نان آور ندارند واز صبح تا شام به خاطر پیداکردن یک لقمه روزی حلال به کار های شاقه مصروف اند. بیایید به خاطر شگفتن لبخند بر لبان همان طفلی که غذا ندارد، دوا ندارد، لباس ندارد، مکتب ندارد، مادرش مرده، پدرش مرده و خانه و سرپناه ندارد، طلفی که طعمۀ انفجار و انتحار و جنگ است این ترانه را با او یکجا در روز اطفال سردهیم.
او که از جنگ وتفنگ متنفر است بیایید با او لحظه یی (بازی اسپکانی) را بازمزمه این ترانه اجرا کنیم زیرا بزرگان مملکت پرداختن به مسایل اطفال را برای خود کسر شأن میدانند و مؤسساتی که برای اطفال کار میکنند مصروف تدویر ورکشاپ ها میباشند.
سر کوه بالا شدم
صدای جنگ آمد
تیر وتفنگ آمد
***
خانه ملک بچه شد
دیگ لیتیش چپه شد
خدا روزیش کنه
نان فتیریش کنه
اسپک چوبیش کنه
چو – چو – چو
***
ده کردا میدویدم
ده پایم خار خلید
میخ پیزار خلید
دل بابیم سوخت بریم
خرید یک اسپک بریم
چو – چو – چو
***
اسپکم جو میخوره
کرپ وکروپ کده
اوه که شوروپ کده
اسپک ما میدوه
قیزی خوده میجوه
چو – چو – چو
***
اسپکم نور میخوره
میره بالا وپایین
می کشه باز وشاهین
اسپک ما تور خورده
سرش ده او خور خورده
چو – چو - چو